برخیز و اول تو بکش

دستم رو گذاشتم تو دستش و گفتم ادما همشون اینطورین شیخ. من متعحب نبودم، من اعصابم خراب شده بود، یکم، و تنهایی بود و تنهایی. خدای من، یک لحظه فکر کردم چطور همه اینها رو باهم تجربه میکنند، آنقدر پشت سر هم، انقدر زننده و رکیک، انقدر گستاخانه و ستیزه جویانه. دوست ان باشد که گیرد دست دوست، نه اینکه دست کنی توی زخم و فشار بدی تا ثابت کنی زورت زیاده. ای بابا، ای بابا، ادما همشون اینطورین شیخ، اصلا میلر راست میگفت، تراپی نماد سیستم سرمایه داری بود، میدونی چرا؟ چون سود و سود و سود سودجویی ادم های اطراف ما مارو گیر انداخت توی مخمصه، مارو کلافه کرد، روانی کرد، همش جمع شد، و شد هفته ای ۳۱۵ تومن پول تراپی.اکثر ادم ها بد هستن شیخ، برخیز و اول تو بکش.

چند دقیقه مونده به یک بامداد، تازه رنگ خونه رو دیدم، در باز شد و ملوین گفت نگاش کن، مثه خرس ولنتاین لنگشو وا کرده و داره میخوره. منم گفتم پس منو ببر برای دوست دخترت، تا نازم کنه.یه نگاه به خودم انداختم، راست میگفت، بلند شدم، خودمو جمع کردم و بعدش رفتم یه پرس برنج دیگه هم برداشتم، و این سری، برنجو هم با نون خوردم.

مک مورفی
از اتاق بیرون دویدم. آن بیرون، نه حیاطی بود، نه راه پله ای از سنگ مرمر، نه ساختمان بزرگ بی سرو صدایی، نه درخت اوکالیپتوسی،
نه مجسمه ای، نه الاچیقی در باغ، نه فواره ای و نه حصاری: آن بیرون رویاهای دیگری در کمین بود.
~بیست و پنجم اگوست 1983
T=t[(1-v^2/c^2)^-1/2] ]^1/2
طراح قالب : عرفـــ ـــان دارای گرین کارت از بلاگ بیان