پروسه میم ت

سلام.

این یک طولانی نوشت در یک بازه ماهانه هست.

من تقریبا به هرچیزی که ارزوم بوده توی فیزیک رسیدم به جز یک چیز. اون هم لایف استایل مینا تراکمه دوست صمیمی عزیزم بوده‌. لایف استایلی که همیشه دلم میخواسته روتین زندگیم باشه.

کنکور ارشد خوندن خیلی بهم اضافه کرده. هم دارم کل فیزیک رو دوره میکنم. هم دیسپلین و برنامه پیدا کردم و بهش عمل میکنم. هم ارتباطاتم با ادم های جدید شکل گرفته که تو همین راستا دارن تلاش میکنن. فشار خوبی رو احساس میکنم روی خودم و راضیم. این اخرین پلن من برای خوندن درسه. پروسه مینا تراکمه. 

میترسم از اینکه خیلی اذیت کننده باشه ولی میخوام این رو هم انجام بدم. از ساعت هفت صبح برم بخش تا ساعت هفت عصر و هفته ای ی بار یا دوبار بیشتر بیرون نرم.صبح با فیزیک بلند شم و شب با فیزیک بخوابم.

از استاد خوبم دکتر زارعی که ترم پیش این تلنگر رو بهم زد ممنونم. گفت تو و اقای قاف دو قطب متضاد هم دیگه این. اون توی محاسبات و تو توی پرواز خیال از دو سر بوم افتادین. میخوام درستش کنم. دارم تلاشمو میکنم. و پروسه میم ت یه قدم اساسی برای این جریانه.

این یک طولانی نوشت روزانه خواهد بود و از فردا استارت خواهد خورد.

ب امید تحقق این ارزوی دیرینه.

مک مورفی
از اتاق بیرون دویدم. آن بیرون، نه حیاطی بود، نه راه پله ای از سنگ مرمر، نه ساختمان بزرگ بی سرو صدایی، نه درخت اوکالیپتوسی،
نه مجسمه ای، نه الاچیقی در باغ، نه فواره ای و نه حصاری: آن بیرون رویاهای دیگری در کمین بود.
~بیست و پنجم اگوست 1983
طراح قالب : عرفـــ ـــان دارای گرین کارت از بلاگ بیان